در اینجا یک شعر اصیل و تحسینآمیز درباره زن برای شما سرودهام:
زن
زن، گلی که در باغ وجود میروید
جانِ جهان، نگهبانِ عهد میروید

در دلِ تاریکی، چراغِ امیدی
در کفِ دستانش، جاودانگی میروید
زن، مادرِ آرامش، همسرِ وفادار
در سینهاش جا دارد هر دلِ بیقرار
با نگاهش میسازد از خاکِ بیجان
گلشنی از عشق، از محبتِ بیکران
زن، دخترِ رؤیا، زنِ فردا و امروز
در هر گامش پیامِ آزادی نو
نه تنها گلی در گلدانِ خانهست
کوهی است استوار، رودی پرخروش و نو
زن، رازِ زندگی، معنایِ وجود
در هر ذرهاش جا دارد جاودانگی و جود
چه در سایهاش بنشینی، چه در نورش زی
زن، آیینهی خورشید، آسمانِ بیکرانِ زمین
این شعر تلاش میکند جنبههای گوناگون زن را—از مادری و مهربانی تا قدرت، استقلال و نقش آفرینش در جهان—با احترام و ستایش بیان کند.

